تبليغاتX
Baloch Academy Of Humanities - بررسی تقابل سنت و مدرنیسم در بافت اجتماعی بلوچستان: ناصر درازهی Welcome to the First Online Baloch Academy of Humanities

Copyright © balochacademy.org 2006

به اولین آکادمی اینترنتی علوم انسانی بلوچ خوش آمدید

بررسی تقابل سنت و مدرنیسم در بافت اجتماعی بلوچستان: ناصر درازهی

  

بررسی تقابل سنت و مدرنیسم در بافت اجتماعی بلوچستان

ناصر درازهی

بلوچستان در حیات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران موثر بوده، چرا که بخشی از جمعیت و وسعت زیادی از خاک ایران را تشکیل میدهد و هنوز هم در فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و سیاست ایران جایگاه برجسته ای دارد. به نسبت نقش و تاثیری که در تاریخ و فرهنگ ایران داشته مطالعات اندکی درباره آن صورت گرفته است. عمده آنچه که امروز در باب زندگی و بافت اجتماعی این منطقه نوشته شده است، در مورد شیوه زندگی سنتی آنها است. در صورتیکه تحولات و تغییرات در دنیای امروز، بسیار بیش از آن است که بتوان از آن چشم پوشید، به تعبیری میتوان گفت که اندک زندگی سنتی و بافت سنتی اجتماعی این منطقه در آستانه نابودی است، لذا از یک سو تلاش برای فهم و ثبت حیات سنتی این منطقه لازم است و از طرف دیگر فهم و بررسی وضعیت متغییر امروزی آنها نیز به همان میزان اهمیت دارد.

در این پژوهش تاکید ما بر تقابل بین سنت و مدرنیسم است. این پژوهش مبتنی بر مطالعه میدانی و دیدگاه نظری محقق است. زیرا که اینجانب عضوی از جامعه ی مورد بررسی هستم و تغییر و تحول در جامعه را به عینه میبینم. در این مطالعه میدانی، فرایند فرهنگ پذیری در ابعاد مختلف و نیز حفظ آثار سنتی و بر جای مانده از گذشته و نتایج و تبعات آن در عرصه زندگی و فرهنگ مردم این منطقه بعنوان مصداقی از آن تحولات کلان تاریخی (تاثیر گذار بر آن و متاثر از آن) بررسی میشود. از دلایل اهمیت این منطقه قرار گرفتن آن در مجاورت دو کشور پاکستان و افغانستان که به نوعی از فرهنگ، زبان و... متفاوتی نسبت به جامعه مورد بررسی برخوردار هستند، است و از جهتی سیاستهای توسعه گرانه دولت نیز به گسترش و توسعه زندگی مدرن انجامیده است و این خود پیامدهای بسیاری برای مردم و فرهنگ این منطقه داشته و خواهد داشت. فرض بنیادی این پژوهش این است که تحولات کلان تاریخی و تغییرات فرهنگی در امور کلی و جزئی که دو بعد یک روند و فرایند است و هر دو مکمل یکدیگرند و به طور متقابل بر یکدیگر اثر گذارند آیا باعث تاثیر گذاری وتاثیر پذیری بر بافت اجتماعی این منطفه شده و یا مردم این منطقه هنوز خود را مقید بر حفظ آثار سنتی میدانند؟

هر چند این پژوهش مشکلات نظری و روش شناختی بسیاری دارد، از جمله کم بودن مطالعه میدانی که خود کاستی مهم و موثری است، لیکن بیشتر سعی بر این بوده که از روشهای کیفی انسان شناختی و مصاحبه با افراد استفاده شود. با این همه، این کار در حد یک آغاز برای کارهای بعدی میتواند باشد. 

تعاریف سنت و مدرنیسم

عصر ما عصر زمان، تحول، پویایی و در حقیقت زمانه درک صور ذهنی و عینی جامعه و تاریخ است. دوره ای از تاریخ که پارادایم های مختلف را در پیش روی بشر میگذارد. بنابراین، هیچ چهارچوب و فرمی بر بنیان، ثبات و سکون نخواهد ماند و به همان سرعتی که ایجاد میشود در شرف شدن و دگرگونی هستند. اما چه سود که اصرار ما بر انکار واقعیات جاری جهانی، جزء به تاخیر انداختن تحول تاریخی نیست. در این مجال بر آنیم تا با ارائه آنچه مفهوم واقعی سنت و مدرنیته است و مرتبط با تحقیق مان باشد روشن کنیم و ارائه بدهیم.

سنت:  در فرهنگ فارسی معین، معنای واژه سنت، چند معنی لغوی آورده شده است که عبارتند از راه و روش، سیرت، طریقه و عادت. اما آنچه در حوزه جامعه شناختی و تاریخی از مفهوم سنت به ذهن میرسد چیزی فراتر از این همه است و شاید در محدودترین بیان لغوی بتوان ترکیب "راه و روش عادت شده" را به کار برد.

در فرهنگ انگلیسی آکسفورد نیز واژه سنت tradition عبارت است از "مجموعه تولیدات گذشته در زمینه های نظرات، اعتقادات و عادات."

بنابر این تعاریف و با توجه به آرای نظریه پردازان میتوان سنت را عبارت از مجموعه اعتقادات، باورها، نظرات و رفتارهای تکرار پذیر دانست که در بستر زمان ایجاد میشود و بعنوان ارزشهای اجتماعی و ملی مورد حمایت و اهتمام مردم و نیز پاسداری اجبار اجتماعی قرار میگیرد.

در یک نگرش کلی میتوان مجموعه آداب و رسوم قدیمی و کهن که البته که در زبان مدرن، کهنه خوانده میشوند قومی و ملی را در گستره سنت تعریف کرد و چون جامعه امروز ما (بلوچستان) تمایل بیشتری نسبت به الگوهای ذهنی سنتی از خود بروز میدهد، میتوان این جامعه را قاطعانه سنتی خواند.

گی روشه جامعه سنتی را "جامعه کشاورزی" میخواند و معتقد است "جامعه سنتی با تکنولوژی و آگاهی منطبق با عصر قبل از نیوتن و در نتیجه با سطح بهره وری محدود مشخص میگردد. تولید جامعه سنتی لزوما تولیدی ایستا میباشد."

جامعه سنتی دارای تحرک اجتماعی محدودی بوده و مشخصه آن نوعی تقدیر گرایی مزمن است. با این تعریف که از سنت ارائه شد و تعریفی که در ذیل از مدرنیته خواهم کرد تفاوتهای فاحش میان جامعه سنتی و جهان نو که عدم تحرک در جامعه سنتی است را بیان میکند.

حال و با شرایط یاد شده باید دید برای به روز کردن جامعه سنتی، با جامعه مدرن باید چکار کرد...!؟

مدرنیسم: مفهوم مدرنیته یا مدرن آنچه که مفهوم سنت میطلبید، نیازمند کالبد شکافی لغوی نیست. مدرن یعنی نو و جدید و از نو شوندگی حکایت میکند.

هابر ماس معتقد است مفهوم "مدرن اکنون در مقابل کهنه قرار میگیرد،" و با توجه به این نکته که مدرنیته خود را در مخالفت با سنت میداند میتوان گفت دوران مدرن به سنت از دید کهنه گرایی مینگرد و آن را دارای عناصر کهنه و ناکارآمد برای جهان جدید میداند. به همین دلیل مدرنیته نه تنها به خود آگاهی میپردازد، بلکه با در پیش گرفتن نگرش انتقادی به سنت، خود را به مرز استقلال و شکوفایی میرساند.

هوشنگ ماهرویان در یکی از آثار خود مینویسد "از گذشته گستن، و معارف، سنن و ادبیات و تاریخ را انتقادی نگریستن و با آن فاصله گرفتن ضد ارزش نیست، بلکه گسست، تنها راه دستیابی به تداوم و در نهایت ایجاد تحول تاریخی است."

بر این اساس سنتها را باید اول با نگاه انتقادی نگریست و سپس برای نیل به آینده از آنها گسست حاصل کرد. این گسست از سنتهای پوسیده و کهنه در صورتیکه مداومت داشته باشد و پایه تداوم را کامل نماید، در نهایت به ایجاد تحول تاریخی خواهد انجامید. این تحول تاریخی همان مدرنیته میباشد. شایان ذکر است که این گسست از سنتهای گذشته به معنای قطع نظر از تاریخ نیست. در حقیقت جوامعی که از سنتهای کهنه، گسست میابند و با طی کردن مسیر تداوم، به تحول میرسند، در حقیقت مدرن میشوند، و به نوعی خود آگاهی، رهایی و آزادی میرسند.

اما چگونه شرایط اجتماعی مساعد و آنچه که بعنوان رسم و رسومات قابل احترام در یک جامعه (مثل بلوچستان) وجود داشته است و هنوز هم قابل احترام و به نوعی ترک و عدم انجام آن باعث سنت شکنی میشود بتوان گسست حاصل کرد؟

به اعتقاد من، این مهم تنها در صورت ایفای رسالت تاریخی روشنفکران، اندیشمندان و بویژه دانشجویان که عناصر انسانی دوران مدرن هستند در برابر ریش سفیدان که متعلق به سنت گذشته اند حاصل میشود. فاصله میان روشنفکران نخبه در جامعه ما با توده بسیار زیاد است و مهمترین تاثیر گسست اجتماعی باید بر ذهن توده مردم مشاهده شود. قشر دانشجو از لحاظ منش و با توجه به گسترش آموزش عمومی، از طبقان مختلف برمیخیزد و از اینرو بعنوان یک قشر شناور و قابل بسیج از مهمترین نیروها جهت تغییر مسیر جامعه به سمت گسست از سنتها هستند. در حقیقت زیست دانشجویی زمینه ای مساعد برای پیدایش جنبش های ضد سنتی، عدالت خواهانه و آرمان گرایانه است.  

سنت و مدرنیسم در بافت اجتماعی بلوچستان ایران

سنت در بافت اجتماعی بلوچستان: زندگی اقوام بلوچ در بلوچستان ایران تفاوت فاحشی با زندگی سایر اقوام این کشور داشته است. شاید بتوان زندگی قبیله ای را یکی از موارد تفاوت زندگی این اقوام با سایر قومیت های کشور بیان کرد. کودکان در قبیله و در بین افراد زیادی زندگی میکردند و رشد مییافتند و این یکی از علل حفظ بسیاری از اعتقادات و خصایص اخلاقی در زندگی گروهی آنهاست.

در بافت سنتی بلوچستان ازدواج درون گروهی با آداب و سنن ویژه و جالبی مانند موسیقی های سنتی، سکه اندازی و ... همراه است. 

نظام معیشتی کوچنده و روابط برخواسته از اقتصاد به وضوح قابل مشاهده است که در این میان توجه به پوشش این افراد در جامعه و حتی مراسمات رسمی جلوه بیشتری به گرایش سنتی این افراد داده است. استفاده از زبان بلوچی با گویش های مختلف محلی نیز یکی دیگر از جلوه های حفظ آداب و سنن در این قوم است، اما در اینباره، تحول و تغییر مفاهیم کلمات و اصطلاحات زبان بلوچی را در بستر زمان نباید از نظر دور داشت.

در جمع بندی از این بحث شاید با یک دید منصفانه بتوان گفت قوم بلوچ با حفظ بسیاری از آداب و سنن و سنت گرایی، خود را به گونه ای با زندگی اجتماعی کنونی وفق داده است.

آثار مدرنیسم در بافت اجتماعی بلوچستان: با کمی دقت در نحوه زندگی، رفتارها و رعایت آداب اجتماعی توسط افراد بلوچ، به سادگی مظاهر مدرنیسم را در زندگی این افراد مشاهده خواهیم کرد.

یکی از شایان توجه ترین نکات در زندگی قوم بلوچ امروز، تشکیل خانواده های هسته ای همراه با آهنگ کند افزایش ازدواج های برون گروهی و تغییر نقش مرد و زن در خانواده است. امروزه، مردم بلوچ آداب زندگی اجتماعی را در کنار حفظ برخی سنتها در مدرسه، دانشگاه و محل کار می آموزند و این نکته را باید پذیرفت که فرهنگ و معیشت سنتی بلوچستان از سلطه طبیعت خارج شده و علاوه بر تمایل شدید این افراد به یک جا نشینی، ترکیب فضای معماری خانه های جدید و روند تخریب منازل قدیمی، آنها را از بسیاری دغدغه های زندگی سنتی رهانیده است. 

بلوچ امروز اندیشه پدر سنتی و مادر سنتی خویش را درک نمیکند. در اندیشه او تلاش برای ساخت زندگی آرام و بی دغدغه مهمترین آرمان است. او میکوشد تا بر طبق علایق خود در پی ایجاد رفاه و آسایش برای خود و خانواده اش باشد، حال این رفاه از راه زندگی سنتی باشد و یا زندگی مدرن فرقی نمیکند و آنچه که برای او مهم است آسایش، امنیت و رفاه است.

زنان بلوچ نیز با تحصیل و فعالیت در مشاغل مختلف بعنوان یکی از ارکان قدرت تصمیم گیری در هر خانواده بلوچ بشمار میروند. در اندیشه جوان بلوچ امروز، دیگر نظام سنتی نظامی مطلوب نیست. برای او زندگی امروزی و مدرن مطلوب و مورد پسند است.

در بعضی موارد حتی افراد بزرگتر هر طایفه، زندگی امروز را مرفه تر و بهتر میدانند. اما هیچگاه خاطرات روزگار گذشته را از یاد نمی برند، چون معتقدند در هر شرایط انسان مسائلی را می آموزد که بیان آن برای بسیاری از افراد تجربه خواهد بود.

با وجود بیان تمام مظاهر مدرنیسم در بافت اجتماعی بلوچستان یک نکته را از نظر نمیتوان نادیده گرفت و آن هم شیوه بروز افکار و احساسات این افراد در شرایط  مختلف است. اگرچه بسیاری از کشت و کشتارهای زمانهای گذشته در بین طوایف بلوچ دیگر جایگاهی ندارد اما عرصه ابراز احساسات بلوچ امروز هنوز تا حد زیادی تحت تاثیر شیوه های کهن و سنتی آنهاست که در بحث تقابل سنت و مدرنیسم سعی خواهد شد موارد مطروحه بصورت کلی بررسی شود.

بررسی تقابل سنت و مدرنیسم در بافت اجتماعی بلوچستان

یکی از مواردی که مورد بررسی قرار خواهیم داد بحث خویشاوندی است که یکی از بنیادهای فرهنگ و زندگی سنتی بلوچستان به حساب می آید. کاهش تعداد بعد خانوار و تشکیل خانواده های هسته ای همراه با گسترش نسبی و آهسته ازدواج های برون گروهی و تغییر نقش های زن و مرد و کودکان در خانواده ها گسست بسیاری را نسبت به زندگی سنتی با وارد شدن مظاهر مدرنیته به بلوچستان باعث شده است.

کودکان که در گذشته جامعه پذیری و فرهنگ آموزی خودشان را در خانواده های گسترده و در میان طایفه و قبیله میگذرانیدند، امروزه در مدرسه و میان میدانی از عناصر، رسانه های شهری و ... میگذرانند. فردگرایی خاصی در میان افراد بوجود آمد که امکان خروج آنها را از نظام فرهنگی و خویشاوندی طایفه ای فراهم کرد و مهمترین مصداق آنها، ازدواج های برون گروهی و انتقال خانواده به شهر میباشد، است. اما با همه اینها هنوز عناصری از فرهنگ سنتی در میان خانواده های بلوچ وجود دارد. ازدواج های خویشاوندی و درون گروهی (البته با شدت بسیار کمتر)، تداوم بسیاری از سنتها و آداب و رسوم مربوط به ازدواج، از مراحل قبل از ازدواج تا جشن عروسی (پول اندازی، موسیقی سنتی بلوچی در عروسی و ...) هنوز دیده میشود.

در عرصه معیشت، نظام معاش امروزی تفاوت بسیاری با نظام سنتی قبلی دارد. نظام معیشتی جامعه سنتی بلوچستان که زندگی کوچنده داشتند مهمترین عامل در شکل دهی نظام فرهنگی و اجتماعی بافت سنتی به حساب می آمد، چرا که زندگی کوچ نشینی، گونه ای سازش فرهنگی و اجتماعی با محیط زیست است. فرهنگ و معیشت سنتی بلوچستان که در محیط سیال و متغیر (در میان قشلاق و ییلاق) شکل گرفته، امروزه محیطش تغییر کرده و به مکانی ثابت و ایستا تبدیل شده است.

از سویی دیگر در نظام سنتی معیشتی افراد مقهور طبیعت و لازمه های آن بودند اما امروزه با ورود فناوری از یکسو و ورود افراد به مشاغل صنعتی، دولتی، شهری و... از دیگر سو، زندگی طایفه ای و قبیله ای قوم بلوچ از سلطه طبیعت خارج شد. در نتیجه بستر و وجودی (کارکردی فرهنگ بافت سنتی) که بیش از همه محیط سنتی سیال آن بود امروزه امکان عمل و تداوم کارکردی کمتری دارد.

ورود افراد بلوچ به حوزه مشاغل صنعتی و شهری که لازمه آن بیش از هر چیزی گرایش به زندگی خانواده ی هسته ای و فردگرایی بیشتر در عرصه اجتماع و فرهنگ است بخوبی در رفتارهای افراد دیده میشود. در نظام اقتصادی جدید بر خلاف نظام اقتصادی و معیشتی سنتی (که در آن دام و مرتع و کشاورزی ارزش داشت و روابط اجتماعی و فرهنگی برخاسته از اقتصاد در حیطه این عناصر شکل میگرفت) عواملی چون تخصص های فنی یا اداری، ماشین و ابزار آلات صنعتی ارزشمند است. لذا روابط اجتماعی حول همین فن آوری های فردی سازمان یافته صورت میگیرد.

بلوچ امروز نمی خواهد اسیر دام و دامداری باشد. او شغل صنعتی یا دولتی آرزو و جستجو میکند تا زندگی آرام و بی دغدغه ای داشته باشد.

در عرصه برپایی مراسم و آئین ها هم بلوچها پاره ای از سنتهایشان را بطور خاص حفظ کرده اند. موسیقی سنتی همراه با لباس سنتی و بعضا رقص های سنتی در عروسی، و بازتولید بسیاری از روابط خویشاوندی و طایفه سنتی در عزا و سوگواری ها هنوز تداومی از فرهنگ سنتی قوم بلوچ است. لیکن، در کنار اینها، لباس های جدید و موسیقی جدید و سبک های جدید برگزاری عروسی با استفاده از ابزار آلات زندگی مدرن، سلیقه زندگی و ازدواج بلوچی را تغییر داده است.

در مورد زبان که در فرهنگ های شفاهی و سنتی، مهمترین محمل سنتهای فرهنگی است، نسل های جدیدتر که با مظاهر مدرن بیشتر در ارتباط هستند بسیاری از واژگان زبان مادری را فراموش کرده اند و نمی دانند. اما بطور کلی میتوان گفت که خانواده های بلوچ از زبان مادری استفاده میکنند. ولی بسیاری از واژه های سنتی، امروزه به سرعت در حال فراموش شدن است. چرا که دیگر زمینه کاربردی خودشان را از دست داده اند.

حذف واژه های سنتی و تغییر و تحول مفاهیم و معانی بستگی به زمان و شرایط و جایگاه افراد دارد. فرض مثال، یک فرد بلوچ دارای تحصیلات عالی و با توجه به بینش علمی و فکری که دارد موقعیت و پایگاه اجتماعی وی دیگر اجازه نمی دهد که مانند سایرین افراد جامعه فرهنگ پیشین خود را حفظ و به آن پافشاری نماید.

در حیطه آموزش که از مهمترین مسیرهای فرهنگ پذیری بالاخص در حیطه بعد غیر مادی و ذهنی فرهنگ و سنت است تعداد زیادی از جوانان بلوچ تحصیلات دانشگاهی در شهرهای مختلف و استان محل زندگی داشته اند. البته همین تحصیلات دانشگاهی از یک سو عامل ارتقای شغلی بسیاری از آنها شده و همین شغل های ناشی از تحصیلات بسیاری از بلوچ ها را بسوی دوری از سنت و فراگیری مظاهر مدرنیته پیش برده است. از سوی دیگر، تحصیلات در شهر دیگر زمینه ساز ازدواج های برون گروهی شده است. همچنین، اکثر جوانان تحصیل کرده دیگر تمایلی به بازگشت به زندگی که دارای بافت سنتی باشد، ندارند.

حضور افراد در مدارس، دانشگاه ها و القای زندگی مدرن امروزی به آنها بطور "هژومونیکی" در متون آموزشی، آنها را بیش ار پیش (دست کم در سطح ذهنی) شیفته زندگی مدرن امروزی و دوری از زندگی سنتی کرده است. اما در بررسی صورت گرفته تعداد افرادی که حاضر به دوری از زندگی و رسومات سنتی هستند کم مشاهده شد.

در حیطه لباس هم بلوچ همان لباس سنتی خود را حفظ کرده است. جوانان بیشتر با لباس بلوچی که بر تن دارند دیده میشوند. لباس سنتی را ما در تمام مراسم های اجتماعی و زندگی روزمره میتوانیم مشاهده کنیم که بر تن فرد بلوچ است و طرز و نحوه دوخت آن هم بیشتر از لباس اصلی سنتی اقتباس شده است، اما گرایش به مد هم در میان افراد بلوچ دیده میشود. این را هم نمیتوان از نظر دور داشت که پایگاه اجتماعی و نقش هر فرد در جامعه وی را به پیروی و همسویی از الگوهای رفتاری متناسب با سایر افراد در آن پایگاه اجتماعی (طرز گفتار، نوشتار، پوشش و...) وا میدارد.

در حیطه غذا، غذاهای سنتی و مواد غذایی سنتی هنوز زیاد دیده میشود، اما در عین حال مواد غذایی از مغازه ها هم خریده میشود و ظروف پخت و پز و ظروف غذاخوری و نحوه صرف غذا در بین خانواده های بلوچ تغییرات عمده ای داشته است.

در حیطه معماری تغییرات بسیاری دیده میشود. معماری مهمترین تجلی عینی و مادی هر فرهنگ و اندیشه ی کالبدی شده ی هر جامعه است. ترکیب فضای معماری خانه های جدید (که بیش از هر چیز به تقلید از خانه هایی به سبک مدرن و غربی ساخته شده اند) و روند تخریب خانه های قدیمی و ساختن خانه های جدید با مصالح و نقشه های امروزی، تشابه بسیار زیادی میان خانه های آنها و خانه هایی که در مناطقی که مظاهر مدرنیته را پذیرفته اند یافت میشود. حتی امروزه بسیاری از فضاهایی که در گذشته در خانه های با بافت سنتی بلوچستان دیده میشود وجود ندارد. 

اگرچه تبعیت معماری از خصوصیات زیست محیطی ایجاب میکند بافت سنتی مناطق مختلف حفظ شود ولی این الگوپذیری شاید بواسطه تغییر موضوع زندگی و نیازها باشد. حذف عناصر معماری سنتی، بیانگر حذف و کمرنگ شدن روابط سنتی مربوط به زندگی سنتی و نقش های داخل خانه شده است و حضور در معماری جدید و خانه های ساخته شده با سبک جدید بیانگر حضور بلوچ ها در روابط جدید مدرن امروزی است.

هنر نیز که یکی از مهمترین ابعاد روح فرهنگ است در میان مردم بلوچ تغییرات زیادی با ورود مظاهر مدرنیته نکرده است. هنر سنتی، در قالب عنصرهای کارکردی هنر تجلی میافت، مثل قالی بافی، سفال و... . امروزه سایر هنرهای سنتی بلوچ و حتی هنرهای تزئینی و آرایش سنتی افراد در عروسی ها و ... هنوز دیده میشود. اما در بعضی جاها هنری که بدان پرداخته میشود هنر جدید است، مثل گل چینی و ... . محصول هنری که طبیعی و بومی است امروزه بیشتر در ذائقه ی زیبایی شناختی بلوچ یافت میشود.

در حیطه نقش های افراد تغییراتی مشاهده شده است. نقش های بافت سنتی امروزه به طور کامل یافت نمیشود. امروزه زنان یا خانه دار هستند و یا به تحصیلات می پردازند و یا در بیرون از خانه مشغول کار هستند، و مردها هم امروزه کارگر خانه و صنعت هستند یا شاغل در دستگاه های دولت که نیمی از روز را بیکارند و بعضا به شغل دوم می پردازند. زنان نیز امروزه به سر کارهای دولتی و صنعتی میروند تا کمک کار زندگی باشند و این استقلال اقتصادی خود باعث کسب قدرت بیشتر زن بلوچ در امر تصمیم گیری شده است و از آنجا که شخصیت و هویت شخصی افراد از خلال نقش هایی شکل میگیرد که با آن درگیرند، نقش های جدید آدم های جدید نیز چنان پرداخته شده که به خوبی میتوان آن را در تفاوت میان پدر سنتی و پسر جدید یا مادر سنتی و دختر جدید و نقش ها و شخصیتهای آنها دید. در جامعه بلوچستان نیز این به وضوح دیده میشود، چرا که بافت اجتماعی این منطقه به علت نداشتن خط مشی آینده جهت توسعه و ترقی و رسیدن به نقطه اوج آسایش و آرامش زندگی و بسنده کردن به پایگاه و جایگاه از پیش تعیین شده و از طرفی نیز عدم وجود رسانه جمعی و عدم آگاهی و اطلاع از پیشرفت و تکنولوژی و علم و صنعت در دنیا همچنان برای اهدافی که دنبال میکنند با بهره برداری از ابزار آلات و ایفای نقش های سنتی است که در جامعه امروزی به پدر سنتی معروف است، ولی جوان امروزی حاضر نیست چنین مشکلاتی را تحمل کند، بلکه بطور اجتناب پذیر بدنبال کسب موفقیت و رسیدن به پایگاه اجتماعی خاصی با استفاده از روش های علمی و تکنولوژی برتر روز است، و لذا افکار و عقایدی کاملا عکس پدر دارد که میتوان پسر جدید قلمداد کرد و این نیز در جامعه زنان بلوچ هم صدق میکند، چرا که دختر امروزی دیگر بازگشت به زندگی گذشته را آرزو نمیکند و در صدد پیشرفت و ترقی است و میخواهد در جامعه نقش ایفا کند (همانطوریکه اشاره شد تنها نقشی را که زن بلوچ میتوانست در گذشته ایفا کند، خانه داری و کمک به شوهر در مسایل کشاورزی آن هم در حیطه زندگی روستایی بوده)، بنابراین، زندگی امروزی (مدرن) و شهرنشینی اینچنین اجازه ای را به دختر نمیدهد. 

در حیطه اندیشه ها، نسل امروز بلوچ، کاملا متفاوت از نسل قبلی می اندیشد. نسل امروز نظام ارزشی و فکری جدید دارد که بیشتر شبیه مدرن است تا سنت قدیم. در اندیشه جوان بلوچ امروزی نظام زندگی سنتی، مطلوب نیست (نمیتوان گفت که اصلا مطلوب نیست) و برای او نظام زندگی امروزی و مدرن مطلوب و مقبول است.

در بعضی موارد مشاهده شده که حتی بزرگترها هم در قیاس زندگی امروز با زندگی سنتی قدیم، زندگی امروز را از لحاظ رفاه و مادی بیشتر می پسندد و دوران گذشته را دوران رنج و سختی مینامند. ولی، با این همه برای آنها دوران زندگی گذشته از لحاظ اخلاقی بسیار بهتر از دوران امروزی بوده و از خودخواهی ها و فردگرایی های نسل امروز گله دارند و مهمترین نقد آنها برای زندگی امروز و حتی زندگی خودشان، نقد اخلاقی و کمرنگ شدن ارزش ها و اعتقادات زندگی سنتی است. 

در حیطه احساسات، شادی و غم، خوب و بد و... معیارها و مصادیق جوانان بلوچ، بسیار متفاوت با نسل قبلی و سنتی است. با این همه، احساسات افراد که ژرف ترین تاثیر را از فزهنگ پذیرفته شاید آخرین عرصه ای باشد که تغییر میکند، لذا بیشترین پایداری را دارد.

هنوز هم با وجود تغییراتی که در متن بالا در زندگی بلوچ عنوان شد، وقتی احساسات آنها تحریک میشود در خشم و شادی، در جنگ و عروسی و... کاملا به شیوه سنتی ابراز احساسات میکنند. البته در حیطه خشم که در گذشته بعضا به دعواهایی خونین میان طایفه ای می انجامید امروزه دیگر بدور از عقل است که این کار را بکنند، چرا که نظام تنبیهی و قضایی قوی در برابر اینگونه ابراز احساسات که روزگاری بیانگر همبستگی عشیره ای هم بوده است، می ایستد. عرصه احساسات بلوچ، هنوز تا حد زیادی تحت تاثیر احساسات سنتی آنهاست.

بحث دیگری که نمیتوان از آن چشم پوشی کرد تعهد (وفای به عهد) و مهمان نوازی مردم این دیار است. از ارزشهای دینی و اسلامی که حاکم بر فرهنگ جامعه میباشد "تعهد یا وفای به عهد" میباشد. این واژه با فرهنگ مردم بلوچستان که ناشی از فرهنگ غنی اسلام میباشد آمیخته شده است و سالیان سال عجین گشته تا آنجایی که تعهد شکنی و عدم وفای به عهد را نوعی ننگ و بی آبرویی میدانند. کلیه معاملات، داد و ستدها و سایر مواردی که فی ما بین دو نفر رخ میداده، روی همان قولی که به یکدیگر میدادند انجام وظیفه یا انجام تعهد میکردند. به ندرت اتفاق می افتد که در تاریخ ادوار گذشته که سنتی و مبتنی بر دامداری و کشاورزی بوده این وظیفه الهی رنگ و ماهیت اصلی خودش را از دست داده باشد. زیرا همانطوری که زندگی ساده و ابتدایی و اقتصاد ساده و ابتدایی بوده به همان نسبت تعهد وفای به عهد از ارزش خاص خودش برخوردار بوده است، زیرا مردم ادوار گذشته همواره چون آینه ای با یکدیگر عمل میکردند و هرگز دچار مشکلاتی که در قرن حاضر اتفاق می افتد، نمی شدند.

مهمان نوازی مردم بلوچستان ریشه در فرهنگ اسلامی دارد، آنان این پدیده را از مکتب نجات بخش اسلام آموخته اند و از این بابت مردم این خطه شهره خاص و عام شده اند. هر غریبی از هر گوشه ای از مملکت و یا خارج از مملکت سفری به این منطقه داشته باشد خود به واقعیت امر واقف میگردد و می فهمد که مهمان نوازی این منطقه، مهمان نوازیی است که در آن توقعی وجود ندارد و ساده و بی ریاست و آنرا یک وظیفه اسلامی و انسانی میدانند.

بسیاری بر این عقیده اند که با پیچیده تر شدن روابط اجتماعی و پیشرفت و گرایش انسان به زندگی مدرن، پدیده مهمان نوازی در بلوچستان کمرنگ خواهد شد. آنها معتقدند جوامع سنتی و ساده انسان را مجبور میکند که نه تنها با یکدیگر صمیمی باشند، بلکه با غریبه هم بایستی غریب نواز باشند. 

نگارنده معتقد است از آنجا که پدیده مهمان نوازی جزئی از ایدئولوژی و اعتقاد اسلامی این مردم را تشکیل میدهد رنگ پذیر نخواهد بود. زیرا پیامبر اکرم (ص) در فضیلت مهمانوازی چنین میفرماید "کسی که مهماندار نیست، در وی خیر نیست." 

نتیجه گیری: با توجه به مطالبی که عنوان شد میتوان این طور نتیجه گرفت که فرهنگ سنتی و ساده مردم این منطقه در برابر فرهنگ پیچیده و جدید از جهات بسیاری دچار اختلال و ضعف شده است. هر چند به این زودی ها فرهنگ سنتی در برابر فرهنگ مدرن محو نخواهد شد، به هر تقدیر، میزان بسیاری از عناصر فرهنگی اش را از دست خواهد داد. یکی از دلایلی که نمیتوان محو کامل فرهنگ سنتی را پذیرفت "اصل بقای فرهنگی" است. بازمانده ها و بقایای فرهنگ، یعنی عناصری که از فرهنگ پیشین یا قدیمی به جا مانده و در فرهنگ ترکیبی جدید حفظ شده است و میتواند به هر قیمتی تداوم یابد و بقایای فرهنگ قبلی را با وجود همه دگرگونی ها، آشکار و پنهان نیز میتوان مشاهده کرد.

از سوی دیگر در اینجا بحثی را که هالوول مطرح میکند به خوبی میتوان مشاهده کرد. از نظر هالوول در نسل های اول و دوم در حال فرهنگ پذیری، تغییراتی که در شخصیت پایه فرهنگ رخ میدهد، سطحی و ظاهری است و تنها در نسل سوم است که شخصیت اساسی تغییر میکند، به عبارت دیگر، با وجود تجربه زیست شده و طولانی افراد مسن از زندگی سنتی و تجربه کوتاه و بعضا تجربه غیر مستقیم میانسالان از آن زندگی، هنوز میزان زیادی از شخصیت پایه بطور سنتی در آنها تداوم و جریان دارد و در نسل نوجوان و کودک است که این شخصیت پایه، به دلیل دگرگونی گسترده و عمیق، دچار تحول و تغییر شده است و بعضا بعدها کاملا تغییر خواهد کرد.

میتوان نتیجه روند فرهنگ پذیری و گرایش به زندگی مدرن را ترکیبی دانست از حالتهای جانشینی substitutive و در هم آمیزی syncretic و افزودنی additive.

در حالت جانشینی، عنصر ویژه جدید یا مجموعه ای از خصوصیات جدید سر بر می آورند که جانشین خصوصیات و ویژگیهای موجود میشوند و بر اثر پذیرش همان کارکردها را انجام میدهند. در حالت افزونی، خصوصیات و ویژگیهای جدید یا مجموعه ای از خصوصیات یا نهادها ممکن است جانشین عناصر موجود نشوند ولی به آنها اضافه شوند، در این حالت دگرگونی های ساختاری قابل توجهی به وجود می آید ولی لزوما به دگرگونی های ساختاری نمی انجامد. در حالت در هم آمیزی، خصوصیات تازه و قدیم ممکن است در هم بیامیزند و نظام یا خرده نظام جدیدی شکل بدهند. در چنین حالتی، دگرگونی های ساختاری در خور توجهی جلوه گر میشوند. در عناصری که کاملا وابسته به معیشت و محیط سنتی قبلی بوده است، جانشینی رخ میدهد و عناصر جدید برای محیط و معیشت جدید جایگزین آنها میشوند. اما در عناصر دیگری مثل آداب و رسوم ازدواج، همانطور که اشاره شد حالت افزودنی ایجاد میشود و عناصر جدید در کنار عناصر قبلی قرار میگیرند و همراه آنها تداوم میابند و در بسیاری از عناصر ذهنی و فکری فرهنگ حالت در هم آمیزی رخ میدهد که عمدتا غلبه با عناصر جدید و تازه است.

آنچه باید بعنوان سخن نهایی گفت این است که اگر فرهنگ زدایی deculturation معلول تماس فرهنگی و پیامدهای آن است، فرایند تحولات فرهنگی و فرهنگ پذیری خود نقطه آغاز و عاملی برای ساخت یابی مجدد یا بازسازی مجدد فرهنگ میباشد و بعضا به شکل گیری فرهنگ جدید در شرایط تازه و تداوم و استمراری جدید در فرهنگ نسبت به محیط و زندگی می انجامد، و شاید در ترکیبی که با اکثریت عناصر فرهنگ جدید و اقلیت عناصر فرهنگ سنتی صورت میگیرد، فرهنگی جدید و جامعه ای جدید شکل بگیرد که البته آینده آن را معلوم میکند. ولی با همه اینها زندگی سنتی و بافت سنتی بر جای مانده به طور نسبی از میان خواهد رفت و تنها اثر سایه واری از آن خواهد ماند.   

منابع

 ۱. پهلوان، چنگیز، فرهنگ شناسی، پیام امروز، تهران 1378. 

2. کوش، دنی، مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی، فریدون وحیدا، سروش، تهران 1381.

3. آشوری، داریوش، تعریف و مفاهیم فرهنگ، آگاه، تهران 1379.

4. رفیع پور، فرامرز، آناتومی جامعه، سهامی انتشار، تهران 1380.

5. فاستر، جورج. م. جوامع سنتی و تغییرات فنی، مهدی ثریا، نشر کتاب فردا، تهران 1378.

6. امان الله بهاروند، اسکندر، کوچ نشینی در ایران، انتشارات علمی فرهنگی، تهران 1365. 

7. بهنام، جمشید، ایرانیان و اندیشه تجدد، فرزان روز، تهران 1379.

8. روشه، گی، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، چاپ چهاردهم، نشر نی، تهران.

9. آشوری، داریوش، فرهنگ علوم انسانی، نشر مرکز، تهران 1374.

 

كپي برداري از مطالب این وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 12:15  توسط بلوچ آکادمیست  |